وقتی اعصبانیم رفتارهای خودم نمیفهمم
نه میتونم چیزی توضیح بدمنه میتونم نظرم درست بیان کنم
نه میتونم احساسم نشون بدم
فقط پر کلافگی هستم که همون منتقل میکنم
هیچ کس خبر دلم نداره فقط همه میفهمن یه چیزی شده
واسه خودشون هزارتا فکر عجیب و غریب میکنند
که نودو نه درصدش اصلا درست نیست
اون یه درصدم خودم به چیزی اشاره کنم اون میشه تمام صد درصد فکر بقیه
که اصلا شاید اشاره من یه چیز گم باشه تو هزارتا چیزی که تو فکرمه
کسی مقصر هیچی نیست
اون که مقصر خودمم
ولی خوب من نمیتونم همیشه یه رفتار داشته باشم وقتی از چیزی ناراحتم یا تو فکرم یه چیزایی هست
یا واسه خودم یه سر در گمی هایی دارم
این انتظار زیادیه که خیلی خوب باشم چون اون لحظه برای خودمم نمیتونم مهربون باشم
درسته خیلی فکرا تو سرم و یه چبزایی رو میخوام درست کنم
اما وقتی چیزی میگم که درست گفته نمیشه درست رفتارم خونده نمیشه کلافه تر میشم
چون میدونم کاری که میخوام بکنم در عمل اون طور دیگه خونده میشه و از دست خودم ناراحت میشم
و به زمان احتیاج دارم تا دنبال یه رفتار و حرف دیگه بگردم تا نظرم اوطوری که میخوام بیان بشه
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
تاريخ: جمعه
7 بهمن
1401 ساعت: 16:20